ملودی های کاغذی

.

اومدم کتابخونه با هزار بدبختی بشینم بخونم و بنویسم..اما نمیدونم چرا ذهنم یاری نمیکنه.. تمومم نمیشه این پایان نامه کوفتی راحت شم.

خسته ام.خیلی

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۵ساعت   توسط شین  | 

0

خیلی وقته نیومدم اینجا.. چند سال؟ نمیدونم. انقدر که تقویم رو باز کردم ببینم تو چه سالی هستیم .. شک کردم. فیلتر شکن ندارم.. داشتم هم بلاگر باز نیمشه. اذیت میکنه.

وای از زمان.. چه ها گذشته.. چقدر بزرگ شدیم.. بیشتر وبلاگ های این گوشه دیگه نیستن..یا فیلترن یا خیلی وقته اپدیت نکردن..نمیدونم. من خیلی وقته که دیگه وبلاگ نمیخونم. چرا؟ نمیدونم..

خاطرات زیادی داشتم اینجا.. همیشه وقتی دلتنگ میشدم پناه میاوردم اینجا.. الان هم همینه. چرا وقتی دلتنگیم پناه به نوشتن میاریم؟

بزرگ شدم. تغییر کردم..

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم اردیبهشت ۱۳۹۵ساعت   توسط شین  |