ملودی های کاغذی

هزار توو

جایی که کار میکنم بزرگ و شلوغه. پر از آدم هایی با مشغله های کم و زیاد، دانشمند و بی عار، کاربلد و ناتوان، عصبی و آرام ! در عین حال که میتونی کلی ازشون یاد بگیری، روزایی هم پیش میاد که ذره ای در سطح دانشت تغییری ایجاد نشده. ارتباط برقرار کردن کاری بس دشوار و عبث هست. تا جایی که گاهی حتی جواب سلام رو هم به زور می دی و به یک سر تکون دادن بسنده می کنی. در این بین اما هستن آدم هایی که حس می کنی متفاوت اند. مثل آقای "میم".

اعتماد میتونی بکنی؟ بعید میدونم.. آدم های قابل اعتمادی نیستند..

+ نوشته شده در  شنبه هفتم آبان ۱۴۰۱ساعت   توسط شین  |